سبحان وشیرین زبونی های جدید
سلام پسر گلی من
جون مامانی برات بگه که این روزا یه حرفایی میزنی که خیلی بزرگتر از سنته اما وقتی تو میگیشون دوست دارم درسته قورتت بدم . و اما چند نمونه از حرفات :
وقتی میخوای بگی از یه کاری ناراحتی میگی : باریکلا بابا چشمم روشن
وقتی عصبانی هستی و چند بار یه چیزی رو میگی و ما حواسمون نیست : یه لحظه ساکت شو مگه نمی بینی دارم باهات حرف میزنم .
وقتی یه چیزی میخوای و من حواسم نیست : مامانی مگه نفهمیدی چی گفتم میگم .... بده فهمیدی یا نه؟
وقتی میخوای خواهش کنی میگی : مامان لفطا بیا تو اتاقم .
جدیدا خودت دیگه ماهر شدی با گوشی بابا ، تبلت من و لب تاب بازی میکنی و دیگه از ما کمک نمیخوای .
مامان جون و خاله رفتن شمال قراره وقتی که برگردن برات تولد بگیرم و شما ذوق میکنی و همش میگی از تولدم بگو .
من به زن عموهات میگم جاری جون و چند روز پیش که خونه ما بودن و ما تو آشپزخونه مشغول غذا درست کردن بودیم شما از تو پذیرایی داد زدی گفتی : مامان با جاری جونات غذا درست میکنی ؟!
بعضی اوقات که یک کاری میخوای بکنی و نمی تونی میگی باشه شوهرم بیاد کمکم کنه و منظورت از شوهر باباییه و وقتی میگم بابا شوهر منه و بابای تو ، شما شاکی میشی میگی نخیرم شوهر خودمه . بس که بابایی رو دوست داری میخوای فقط مال خودت باشه .
بعضی اوقات که میریم گردش و من مثلا میگم پارک فلان نریم شما سریع رو میکنی به بابات و میگی : کی گفت مامانی رو بیاریم ؟! بیا ببریمش بذاریم خونه بعد خودمون بریم بیرون !!!
پایه یک خودمی تو عروسی ها و عروس کشونها تو سروصدا و ضبط زیاد کردن ها و کل کشیدن ها و با ضبط خوندن و تکرار کردن آهنگ ها .
خیلی دوستت دارم نفسم اما گاهی اوقات واقعا غیرقابل تحمل میشی اما بدون همه جوره جونم برات درمیره.


سبحان وشیرین زبونی های جدید
